طلبه ای در عصر انتظار
وبلاگ تخصصی مشاوره ازدواج با نگاه الاهی

سلام خداوند بر شما

با استعانت از خداوند متعال و در سال اقتصاد و فرهنگ کتاب جوشکاری دو با زحمات فراوان گروه جوشکاری آماده شد و هم اکنون به محضر هم وطنان عزیز و فارسی زبانان محترم تقدیم می شود.

جوشکاری دو دقیقا در ادامه ی روند جوشکاری یک و بر منوال پرسش و پاسخ نوشته شده است و در بردارنده ی صد سوال جدید از سوی دوستان دانشجو و صد پاسخ متفاوت و تفصیلی از طرف بنده در 312 صفحه است. نکته قابل توجه این است که جوشکاری دو برای دوستانی بیشتر مفید خواهد بود که جوشکاری یک را با دقت و حوصله مطالعه کرده باشد و از مباحث کلان و اساسی و چهارچوب های آن با خبر باشند. جوشکاری دو در حقیقت تبیین همان نظریه و در عین حال پاسخ گو به سوالات فراوان دیگری است که در ذهن مخاطب جوشکاری یک تولید شده ، نگاشته شده و به دست نویسنده رسیده است.

طرح جلد جوشکاری دو اثر استاد سعید ابوالحسنی و طراحی لوگوی جوشکاری اثر استاد مهدی لک است. چیدمان داخلی و طراحی صفحات نیز مانند جوشکاری یک حاصل دسترنج شاگرد مهربان و دلسوزم سرکار خانم حسین آبادی است که با یک مجاهده ی فرهنگی شبانه روزی کار را به این سطح فاخر و زیبنده رساندند.

جوشکاری با سوالات شما و درخواست دوستانش متولد شد و خوب رشد کرد و امروز دومین میوه خودش را به محضر فرهنگ کهن ایران زمین تقدیم می کند. امیدوارم بتوانم پاسخ گوی مناسبی این همه شور و نیاز و دغدغه باشم.

 

 

دانلود کتاب جوشکاری یک

 

 

 

دانلود کتاب جوشکاری دو

 

در پایان خداوند را به خاطر تمام نعماتش و صد البته به خاطر اعتماد دوستان و همراهانم شکر می کنم و از خداوند منان می خواهم که مرا در این راه ثابت قدم دارد و پرچم اسلام را بر فراز همه قلل عالم به احتزار در آورد و ما را مقدمه ساز ظهور منجی عالم بشریت قرار دهد.

رایگان نوشتم و رایگان جواب دادم تا شاید تمایز و جدایی بین حق و باطل آشکارتر شود و جویندگان دانایی راحت تر آن را بیابند. پس شما نیز در ترویج جوشکاری یک و دو و ارسال آن برای دوستانتان کوشا باشید و با نیت امر به معروف و نهی از منکر و در پی ترویج سبک زندگی ایرانی اسلامی اطرافیانتان را از انتشار جوشکاری دو با خبر کنید.

[ چهارشنبه سی و یکم اردیبهشت 1393 ] [ 15:28 ] [ "حسین عالمی" ] [ ]

سلام خداوند بر شما     

لطفا ابتدا کتاب جوشکاری یک و دو را با دقت مطالعه کنید

 و بعد از آن به کاروان جوشکاری پیوسته و ما را همراهی کنید. متشکرم

 -------------------------------------------------------------------------

سلام علیکم

واقعا نمی دانم خواستگار که می آید و ما می پسندیم و واقعا مایلیم آیا درسته ابراز کنیم؟ یا رفتاری داشته باشیم که متوجه شوند؟ یا نه خیلی معمولی و بی تفاوت نشان بدهیم تا محرمیت به وجود آید؟

 -------------------------------------------------------------------------

سلام خداوند بر شما

جواب دادن به این سوال خیلی سخت است و بنده برای فرار از جواب مستقیم توجه شما را به چند نکته جلب می کنم:

شما دخترها لازم نیست بدون معطلی و درنگ و مشورت با بزرگ ترها و البته بدون فکر کردن به جوانب امر و مباحث مطرح شده ، در همان جلسه ی خواستگاری تصمیمتان را نهایی کنید. حتی اگر خواستگار محترم به دلتان نشسته و شکار دامش شده اید تا جای ممکن نظرتان را به زبان نیاورید چون همیشه راه های بهتر و مناسبتری از روش مستقیم وجود دارد. پس از کلاس زنانه ی خودتان نکاهید.

شما دختر هستید و حجب و حیای زنانه ، شما را از ابراز احساسات آن هم در برابر خواستگار نامحرمتان باز می دارد اما فراموش نکنید که زندگی زناشویی فقط میل و طلب مردانه و شوهرانه نیست. درست است که مرد به خواستگاری می آید اما آمدن خواستگار به این معنی نیست که او و خانواده اش انتخابشان را کرده اند و این شما هستید که باید تصمیمتان را بگیرید. مطمین باشید خواستگارتان نیز هنوز تصمیمش را نهایی نکرده است. او هم هنوز در فضای انتخاب است پس اگر حتی میل و کشش اندکی از طرف شما دریافت کند مسلما در مقام تصمیم بهتر و راحت تر تصمیم خواهد گرفت.

گاهی یک کنایه ی دخترانه و زیبا و بدون صراحت ، طلب و خواستن خواستگارتان را شدیدتر و دام پهن شده ی شما را وسیع تر و زمان رسیدن شما به هدف را نزدیک تر می کند. قرار نیست شما جواب بله بدهید و در کمال وضوح حرف دلتان را بیان کنید اما روش هایی وجود دارد که با استفاده از آن روش ها مخاطبتان ، هم راهی و هم فکری شما با نظراتش را درک کند. مثلا کافی است بدون دست پاچگی و عجله اما با کلماتی صریح و روشن موافقت خودتان با نظراتشان را بیان کنید. موافقت و هم نوایی و تایید نظرات و دیدگاه های یک مرد در جان او بسیار تاثیرگذار و نافذ است. و در مقابل کل کل کردن و بگو مگو ، آرامش روانی مخاطبتان را بر هم می ریزد. نمی خواهم شما را از صداقت دور کنم اما آنچه از کلمات و سوال و جوابهای خواستگاری مهم تر است حس و فضا و آرامش آنجا است که با بگو مگو دیگر خبری از آن نیست. یک بگو مگوی ساده ، چه در خواستگاری و چه در زندگی مشترک بحث را از فضای تعامل به فضای مشاجره خواهد برد و شما دیگر به نتیجه ی مورد نظرتان نخواهید رسید.

نقش واسطه های عاقل را فراموش نکنید. کسی که خواستگارتان را معرفی کرده است و موجبات این جلسه را فراهم کرده می تواند مزه ی دهن خواستگار و نظر مساعد شما را منتقل کند. حتی گاهی ممکن است به غلط ، ترس و دلهره ای در دلشان باشد که مبادا شما نپسندیده باشید که با همکاری واسطه ها می توان فرایند انتخاب را روان تر کرد.

و در نهایت اینکه اگر انتخابتان را کرده اید ، به هر روشی که بلدید کاری کنید که در روزها و سال های بعد ، حسرت آن خواستگار و آن خواستگاری در دلتان نمانده باشد.

 -------------------------------------------------------------------------

خواننده گرامی! لطفا سوالات و نکات مبهمی که در ذهن مبارکتان ایجاد شده است را در بخش نظرات مطرح کنید تا بحث به شکل کامل تری ادامه پیدا کند. از همکاری شما متشکرم


برچسب‌ها: روش ابراز علاقه به خواستگار, ابراز میل و علاقه به خواستگار آیا کار درستی است, چگونه علاقه ام را به خواستگارم ابراز کنم که شان زن
[ چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393 ] [ 17:47 ] [ "حسین عالمی" ] [ ]

سلام خداوند بر شما     

لطفا ابتدا کتاب جوشکاری یک و دو را با دقت مطالعه کنید

 و بعد از آن به کاروان جوشکاری پیوسته و ما را همراهی کنید. متشکرم

 -------------------------------------------------------------------------

سلام علیکم. با عرض وقت بخیر.

بنده یک دختر دانشجو هستم که یک گروه جهادی تشکیل دادم که هم خواهرها هستند و هم برادرها. اخلاق خاص خودمو دارم و روحیاتم بیش تر نظامیه. در عین اینکه این طور هستم لطافت و احساسات خاص خودم را هم دارم. اما مشکل بنده اینکه احتیاج دارم ازدواج کنم. دو خواستگار داشتم که با دیدن اینکه دختری هستم که می توانم مستقل باشم و روی پای خودم بایستادم و مسئولیت یک گروه جهادی به عهده داشته باشم و فرش قرمز براشون پهن نکردم و مهریه کم ( چهارده سکه) را نمی پذیرم و اصرار و حتی درخواست اینکه یک ماه دیگر عقد باشد و... منصرف شدند. با بهانه مثلا پدر داماد راضی نیست و یا هم کفو نیستم موضوع منتفی کردند. البته بنده خدا را شکر می کنم چون همیشه همسرم را از خانم فاطمه الزهرا (س) می خواهم. اگربه صلاحم بود حتما اتفاق می افتاد.

اما سوالی که بنده دارم اینکه آیا اشکالی دارد یک دختر چنین خصوصیاتی داشته باشد؟ و چرا پسرها می خواهند بدون هیچ زحمتی و حتی دادن هزینه ای مفت و راحت دختری را بدست بیاورند و ازدواج کنند؟ تا می آیند سر موضوع مهریه هم می گویند چون حضرت آقا فرمودند چهارده سکه باید چهارده سکه باشد. این درست نیست چون آن ها به عمق فرمایش حضرت آقا دقت نفرمودند و فقط قسمت منفعت برای خودشون قبول کردند. نمی دانم اگر اشکال از روحیات بنده است که دختری هستم که الگو و آرمانم از حاج همت و حاج احمد متوسلیان گرفتم و....بفرمایید. لطف می فرمایید بنده را از راهنماییتون بهره مند بفرمایید.

 -------------------------------------------------------------------------

سلام خداوند بر شما

اگر بخواهیم به نتیجه ی خوبی از گفت و گویمان برسیم باید از نگاه یک پسر به دخترها بنگریم و احتیاجات و نیازهای یک مرد به زنش را بررسی کنیم تا متوجه شویم چرا یک خواستگار قرار را بر فرار ترجیح می دهد. نیاز یک دختر جوان به ازدواج یک نیاز طبیعی و غیر قابل انکار است و آنچه نتیجه ی این بحث می تواند باشد نکاتی است که ان شاالله ما را به سمت بهتر شدن رفتارهایمان راهنمایی کند.

یک مرد در مقام خواستگاری و در جایگاه انتخاب همسر ، به دنبال هم سر و هم راه است ، نه ره بر و فرمان ده. خواستگاری ، جایگاه انتخاب یک خانم مدیر برای مسئولیت و ریاست در یک مجموعه ی اداری هم نیست. کارهای اداری در یک فضای اسلامی این اقتضا را دارند که روابط یک مرد و یک زن کاملا استاندارد و تعریف شده و قانون مند باشد. اما مرد برای خانه اش دنبال یک زن مدیر و جدی با روحیات نظامی نمی گردد. اگر شما نتوانید بین روحیات خودتان در فضاهای عمومی و در فضای خانه تفکیک کنید در آینده و در محیط خانه و با همسرتان به مشکلات فراوان و جدی برخورد خواهید کرد. همان گونه که خانم ها از مردانشان انتظار دارند که کار را به خانه نیاورند ، خانم ها نیز باید بتوانند روحیات محیط کار و تعامل با نامحرم را به خانه و روابط خانوادگی و حتی جلسه خواستگاری نیاورند.

این کاملا بد است که یک زن زن بودن خودش را کمرنگ کند و نظامی گری را بر آن غلبه دهد. مرد از همسرش زن بودن می خواهد چون خودش به اندازه ی کافی خشک و خشن هست. ممکن است بگویید من برای خودم روحیات لطیف زنانه دارم! اما باید بدانید که پهن نکردن فرش قرمز و خشونت و تحکم در گفتار و جدی گرفتن و برخورد کاری با امور حتی در خواستگاری آن هم به شکل فرمانده و فرمان بر ، موجب می شود که خواستگار شما گم شده اش را در وجود شما نیابد.

اگر نیاز به ازدواج دارید و می خواهید مردی در دام محبت شما بیافتد باید برای او دام پهن کنید. بدون فرش قرمز و دام پهن کردن و دانه پاچیدن هیچ مرغی هوای پر زدن به سمت شما را نمی کند. دانه پاچیدن به معنی جلوه گری و دلبری خارج از محدوده نیست بلکه باید رفتارتان گویای این باشد که من گوهری دارم که فقط در صورت خواستگاری و ازدواج با من ، به آن دست خواهید یافت. اگر گوهری باب میل مردان مومن در درون صدف شما نباشد طمع کسی برای یافتن آن گوهر تحریک نمی شود و کسی به خواستگاری شما نمی آید و اگر بیاید بعد از دیدن این روحیات خشن منصرف و فراری می شود. و همان طور که می دانیم و مفروض است منظور بنده از گوهر مسلما زیبایی های بدن و مادیات نیست.

الگو قرار دادن حاج همت و حاج احمد متوسلیان در ایمان و تقوایشان بهترین کاری است که یک جوان می تواند انجام دهد اما آیا الگو شدن شهدا برای ما به معنی نظامی گری است؟ اصلا امروز دوران جنگ سخت نیست که ما نظامی گری را ترویج بکنیم. امروز دوران جنگ نرم است و رفتارها باید نرم نرم و کاملا اخلاقی باشد.

شما که به عمق فرمایشات بزرگان رسیده اید و با مهریه چهارده سکه علی رغم فرمایشات فراوانشان مخالف هستید بفرمایید که عمق الگو قرار دادن شهدا ، در کدام قسمت از رفتارهای آنان است؟ در رفتارهای نظامی آنان ، آن هم در زمان صلح و برای یک زن؟ یا در رفتارهای مطابق با تقوا و دیانتشان که در دقت در مصرف بیت المال و خود را مثل دیگران دیدن و از رانت استفاده نکردن و دوری از شهرت و ... تبلور پیدا کرده است؟ آیا اگر شهدا طبق مقتضای دوران انقلاب و جنگ رفتار خاصی از خودشان بروز دادند ما حق داریم بدون توجه به متقضای زمان و مکان همان رفتار را عینا انجام دهیم و در آخر پیروی از شهدا را بهانه ی این رفتارمان قرار بدهیم؟ آیا این کار مانند رفتار اهل حدیث در عمل به احادیث رسیده از اهل بیت بدون لحاظ کردن عنصر زمان و مکان و اجتهاد نیست؟ آیا اگر شهیدی مهریه ی زنش را یک کلت برونینگ یا یک اسلحه کلاشنیکف قرار داد ، ما که پیرو شهدا هستیم باید همین کار غلط را تکرار کنیم؟ اینکه برخی از شهدا سال تا سال به زن و فرزندانشان سر نزدند را تکرار کنیم چون آنها شهیداند؟

ما نیاز به ملاک داریم و ملاک فقط اسلام است و اسلام یعنی قران و عترت و تمام. ملاک قرار دادن رفتار انسان های غیر معصوم و الگو کردن انسان های خوبی که در میانه ی راه بودند و جامعیت نداشتند حتی برخی علما و شهدا و دانشمندان همین مشکلات را در پی خواهد داشت. قرآن کریم لفظ اسوه را در مورد همه ی انبیای گرام و انبیای اولی العزم به کار نمی برد بلکه فقط خلیل خدا ابراهیم و حبیب او محمد مصطفی را اسوه و الگو معرفی می کند چون علی رغم معصوم بودن انبیا و دوری آنها از گناه گاهی رفتارهای خاصی از آنها سر زده که عموم مردم نباید از آن رفتارها تبعیت کنند مانند زن نگرفتن جناب عیسی که بر خلاف سنت رسول خدا محمد مصطفی است. لطفا بروید و خطبه 162 نهج البلاغه را بخوانید همان جا که مولا رفتارهای انبیا را شرح می دهند و در اخر می فرمایند اگر الگو می خواهید رسول خدا. فتاس بنبیک الاطیب الاطهر... لذا قرآن فرمود ما برخی از انبیا را بر برخی دیگر فضیلت دادیم و فضیلت یعنی همین تفاوت های بسیار ریز اما قابل محاسبه.

شما اگر می خواهید مهریه خودتان را سنگین قرار بدهید حتما این کار را طبق نظرتان و البته به عنوان یک نظر محترم انجام بدهید اما حق ندارید خودتان را عقل کل و اهل دقت بدانید و در اخر پسرهای فراری از چنین روحیه ای را اهل هزینه نکردن و مفت و راحت به دست آوردن دختر بدانید؛ و در زمان حیات رهبر عزیز که هنوز در دست رس ما هستند و نیازی به وکیل و سخن گو ندارند کلماتشان را تفسیر به رای کرده و باب میل خودتان معنا کنید به این بهانه که عمق فرمایشات ایشان همان است که بنده درک کرده ام و دیگران عمق فرمایشات ایشان را نفهمیده اند.

زیاد قرار دادن مهریه حرام نیست و شما مختارید که مهریه خودتان را هر مقدار که مایل باشید قرار بدهید ، اما ادعای اینکه عمق کلمات ولی فقیه چیزی خلاف ظاهر کلماتشان است بر بنده خیلی دشوار آمد. به نظرم شما حتما مثل عموم دخترها و بدون تعارف با کسی و بدون توجه به فرمایشات بزرگان ، کار باب میل خودتان را بکنید اما خواهش می کنم تیشه به ریشه ی داستان نزنید! فرق است بین کسی که عملی را مرتکب می شود و به بد بودن آن معترف است و بعد از ارتکاب به عمل بدش ، شرمنده است ؛ با کسی که بد را اساسا بد نمی داند و ابتدا بد را خوب جلوه می دهد و برایش فلسفه بافی می کند و در آخر با افتخار انجامش می دهد و سرش را بالا می گیرد و خودش را عمق شناس و باطن بین و اهل دقت معرفی میکند.

باور کنید ارزش و مقدار سیصد عدد سکه به سنگینی و گرانی این انحراف نیست. باور کنید خیلی از پسرها راضی اند به خاطر دختری که واقعا زن آرزوهایشان باشد مهریه های سنگین بدهند و البته گاهی حبسش را هم بکشند ؛ پس زیاد نگران مفید و مجانی بودن دخترها نباشید. فقط این شما هستید که پسرهای باب میلتان را از دست می دهید چون آنها به دام شما نمی افتند و روایت نقل شده از رسول خدا را شنیده اند که مهریه زیاد از شومی دختر است.

 -------------------------------------------------------------------------

خواننده گرامی! لطفا سوالات و نکات مبهمی که در ذهن مبارکتان ایجاد شده است را در بخش نظرات مطرح کنید تا بحث به شکل کامل تری ادامه پیدا کند. از همکاری شما متشکرم


برچسب‌ها: روحیات نظامی برای یک دختر, الگو گرفتن از شهدا در زندگی, آیا اشتباهات برخی از شهدا باید مورد تبعیت ما قرار, عمق فرمایشات رهبری در مورد مهریه
[ چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393 ] [ 4:35 ] [ "حسین عالمی" ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

سلام سعي ميكنم مطالبي بگذارم كه وقتی این صفحه را بستید لبخندی از رضایت بر لب داشته باشید
"حسين عالمي"
لینک دوستان
موضوعات وب
امکانات وب

رمان