پیشنهاد میکنم :
سری پست های "جوشکاری" را به ترتیب مطالعه کنید
چرا که به روشن شدن مطلب کمک فراوان میکند
--------------------------------------------------------------------------
سلام.
درخواست معرفی شدن به واسطه های عاقل و متدین برای ازدواج مگه بردن حاجت به
غیرخدا نیست؟
این توی سیره ائمه خیلی مورد توجهه که حاجت به خلق نبریم.
--------------------------------------------------------------------------
سلام
خداوند بر شما
سوال کوتاه
شما جوابی باریک تر از مو دارد. مرز توحید و شرک مرزی بسیار باریک و دقیق است.
خواهش می کنم حالا که چنین سوال دقیقی پرسیدید تحمل شنیدن جواب آن را نیز داشته
باشید. از خداوند واحد احد ، کمک می خواهم تا بتوانم این بحث باریک تر از مو را با
کلماتی آسان و روان خدمتتان عرضه کنم.
انسان
زمانی که گرسنه می شود نان می خورد و زمانی که تشنه می گردد آب را سر می کشد. در
ادبیات عمومی بشر همه آب را علت رفع تشنگی معرفی می کنند و غذا را علت رفع گرسنگی.
چون خوردن
آب با رفع تشنگی حیوانات هم زمان می شود ، انسان ها در ذهنشان توانسته اند یک
رابطه ی مستقیم بین خوردن آب و رفع شدن حالت تشنگی برقرار کنند و در نتیجه آب را
عاملی برای رفع این مشکلشان بدانند.
حال
سوالمان را به آب منتقل می کنیم. آیا آب در این اثرش و تاثیرگذاری اش مستقل است یا
اینکه خودش نیز محتاج علت هستی بخشی است که آثار آب همه از آن علت حقیقی است و خود
آب مانند انسان تشنه موجود فقیری است که نیازمند عطا است؟
انسان
نیازش را به خوردن آب یافت و برای رفع این نیاز آب نوشید. پس انسان موجودی نیازمند
است و حقیقتی بی نیاز نیست. آب نیز در چیستی اش و در ماهیتش ، چنان ماهیتی است که
عین فقر است و اگر تاثیری دارد آن اثر را از خالقش و ایجاد کننده اش دارد. معلول ، فقیر آن عطایی است که علت به او کرده و می کند و بدون عطای فیض هستی از علتش نیستی
محض است.
اشکال کار
زمانی پیش می آید که انسان تشنه ، تاثیرگذاری آب در رفع تشنگی را از خود آب بداند و
آب را آینه ی خالقش نداند و نبیند. حقیقت هر مخلوقی وقتی مورد تحلیل و سوال پرسشگر واقع
می شود ، یک جواب ساده و حقیقی خواهد داشت. مخلوق آینه ی خالق است و تمام اجزای وجودش ، وجود
سازنده و سپس کمالات خالقشش را فریاد میزند.
شما با
دیدن یک گوشی تلفن همراه یا یک اتومبیل زیبا در اولین قدم پی به سازنده ی باهوش و
خلاق آن شی می برید و در قدم دوم کمالات وجودی سازنده ی آن شی را تحسین می کنید. ستایش سیب
در اولین قدم ، ستایش خالق سیب است ؛ چه بدانیم و چه ندانیم و چه متوجه باشیم و چه
متوجه نباشیم.
چرا شما
سوالتان را از من پرسیدید؟ آیا من واسطه ای برای دانایی شما نیستم؟ خداوند علم مورد
نیاز شما را در سینه ی علما و دانشمندان قرار داده است. راه کسب علم سوال پرسیدن
است و نپرسیدن بستن راه دانایی. تفاوت دانشمندان و جاهلان در همین سوال پرسیدنشان
و سپس نیکو سوال پرسیدنشان است. خداوند ما را در رفع حوائجمان به واسطه های عادی
عالم ماده راهنمایی کرده و نباید توحید را اینگونه معنا کرد که موحد اگر واقعا
موحد است نباید واسطه ها را لحاظ کند.
اشتباه ما
زمانی است که واسطه ها را چنان کارگر و ماثر در عالم بدانیم که در عرض خداوند
تاثیر گذار باشند و خواستن و استفاده از آنها را ، استفاده از موجوداتی خارج از حوزه
مسئولیت خدا در نظر بگیریم. همه ی اجزای عالم جنود و سربازان خداوند هستند و هنر من و شما به
عنوان یک موحد این است که در هنگام خوردن آب یا پرسیدن سوال از علما آنها را در
تاثیرشان مستقل ندانیم. کسی که آب را در تاثیرش یعنی در رفع تشنگی ، مستقل بداند
قطعا گرفتار شرک شده است. موحد حقیقی کسی است که تاثیر همه ی تاثیرگذاران عالم را
ذیل عنایت و هستی بخشی خداوند واحد و احد عالم بداند و در عین حال از استفاده ی
واسطه ها صرف نظر نکند.
درست است
که خداوند زنده می کند و می میراند اما علی بن ابیطالب امیرالمومنین برای کشتن
مشرکین از شمشیر استفاده می کند. انبیا و اولیای الاهی هم برای رفع تشنگی شان آب
خورده اند و هم برای لذت جنسی شان ازدواج کرده اند و هم برای جنگ با کفار و مشرکان
از سلاح های پیشرفته زمانشان بهره برده اند.
حقیقت
توحید این است که هیچ حول و قوه ای را جز از خداوند ندانیم و در عین حال که آب می
نوشیم و ازدواج می کنیم و شمشیر می زنیم ، خیسی آب را از خودش ندانسته و خاصیت رفع
کنندگی تشنگی در آب را از خودش نمی دانیم. لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم.
آب اگر خیس است و خیسی اش ذاتی آن است و
تشنگی مرا رفع می کند به این دلیل است که خداوند او را این گونه آفریده است.
خداوند علت هستی بخش عالم است و دیگر واسطه ها در حقیقت جز واسطه ای برای
تاثیرگذاری خداوند نیستند. در اصطلاح حکما همه ی واسطه ها معد اند و مجرا و ناودانی هستند
که خداوند قدرتش را از آن طریق جلوه داده است.
آنچه در
سیره ی موحدان عالم و در راس آنها پیامبر خاتم و ائمه معصومین مورد نکوهش قرار
داده شده است توجه استقلالی به واسطه ها و نگاه مشرکانه به آنهاست. در حدیث آمده
است زمانی که ابراهیم خلیل ، در بین آسمان و زمین بود و به سمت خندق آتش سقوط
میکرد ، فرشته ی وحی در آن حالت وحشت زا بر او نازل شد و از او پرسید: ا لک حاجه؟
آیا خواسته ای داری؟ جبرئیل فرشته و واسطه ی وحی بود و دیدن او باید ابراهیم را
یاد خداوند می انداخت. اما ابراهیم در جمله ای کوتاه دل آرام و غرق توحیدش را به رخ
عالمیان کشید و گفت: اما الیک فلا! اگر منظورت از حاجت خواستن درخواست از تو است ، نه! حاجتی ندارم! من به تو عرض حاجت ندارم بلکه خداوند را می خوانم و او خودش بهتر می داند که من فقیرترین نیازمندم.
تو با اینکه جبرئیلی و واسطه ی خداوند به سوی من هستی ، اگر خداوند نخواهد نمی
توانی مانع سوختن من در این خندق آتش شوی و اگر خداوند از حال من با خبر است که هست و اگر او
تنها علت تاثیرگذار در عالم است او به تنهایی مرا نجات خواهد داد.
نکته ی
باریک تر از مو اینجاست که مراجعه به واسطه ها نباید با نگاه استقلالی به آنها
باشد. واسطه ها اگر خداوند نخواهد نخواهند توانست هیچ کاری کنند و اگر کاری از دست
آنان بر می آید تنها به عنایت خداست.
باریک ترین
نکته این است که نباید به بهانه ی توحید و فرار از شرک واسطه ها را نبینیم و برای
رفع تشنگی آب نخوریم و برای رفع جهل نپرسیم. مطمئن باشید کسی که آب نخورد از تشنگی
خواهد مرد ان شاالله! (یعنی اگر خداوند بخواهد میمیرد) اما همین فرد نخواهد مرد ان
شاالله! (یعنی اگر خداوند نخواهد او ابدا نخواهد مرد) مهم خوردن یا نخوردن آب نیست
؛ مهم خواستن یا نخواستن خداست. وظیفه ی ما استفاده ی از مواهب الاهی و واسطه
هاست. شما از مواهب الاهی و مخلوقات خداوند استفاده کنید ، تاثیرگذاشتن یا
تاثیرنگذاشتن آن معدات و واسطه ها به دست ما نیست. توحید این است که آب بخورید و
از خداوند بخواهید که آب را وسیله ای برای رفع تشنگی شما قرار بدهد. سوال بکنید و
از خداوند بخواهید تا جوابتان را بر زبان آن عالم دینی جاری کند. ابتدای همه ی
کارهایتان بسم الله الرحمن الرحیم بگویید تا فراموش نکنید که همه ی امور عالم با
اسم خداوند الله که هم رحمان و هم رحیم است اجرا می شود.
با این نگاه توحیدی شیعه ، توسل و شفاعت و دعا نزد اولیای دین همه و همه مظهر تام و تمام توحید بوده و از هر گونه شرک مبری خواهد بود. اگر ما ائمه معصومین را واسطه ی خودمان با فیض بی پایان خداوند قرار می دهیم در حقیقت آنان را واسطه و مجرایی برای بزرگترین فیوضات و مواهب و نعمات الاهی می دانیم که خداوند آن نعمات را فقط در صورت پذیرش ولایت و اطاعت پیامبر و ائمه معصومین به انسان های مومن عرضه می کند.
خداوند اگر
بخواهد ، بنده اش موسی را بدون آب و خواب و غذا چهل روز در میهمانی خودش در کوه طور
پذیرایی می کند. اشکال ما انسان های ماده گرا در این است که بعد از مشاهده ی حضور بی
نقص و کامل خداوند در تمام عرصه های عالم ، خدا را از دو طرف تمام معادلات زندگیمان حذف کرده
ایم تا به خیال خودمان بتوانیم آزادانه زندگی کنیم و بهشت را بدون گوش دادن حرف خدا و البته روی زمین خاکی بسازیم و توانستیم او را از فرط روشنایی نبینیم و به ندیدنش عادت کرده ایم. خودمان را
مسلمان و موحد می دانیم اما می گوییم: "بچه بزرگ شد" در حالی که بزرگ شدن بچه کار
خداست و باید می گفتیم که " بچه را خداوند رشد داد".
تمام هنر علم سکولار جدید این
است که توانست خدا را نبیند و به بشر کمک کند که دیدن خدا در این حرکات و سکنات
ضرورتی ندارد. و تمام هنر انبیا و اولیا و علما و موحدان عالم این است که مردم را
متوجه این حقیقت عیان عالم کنند و حضور و بروزش را فریاد بکشند.
سلام خداوند بر همه
ی انبیای مرسلین. سلام خداوند بر ابراهیم. سلام خداوند بر موسی و عیسی. و سلام
خداوند بر خاتم انبیا و دوازده وصی بر حقش از امیرالمومنین علی بن ابیطالب تا مهدی منتظر موعود عجل
الله تعالی فی فرجه الشریف.
--------------------------------------------------------------------------
خواننده گرامی! لطفا سوالات و نکات مبهمی که در ذهن مبارکتان ایجاد شده است را در بخش نظرات مطرح کنید تا بحث به شکل کامل تری ادامه پیدا کند. از همکاری شما متشکرم