جوشکاری (161) هنر انتخاب خوب الفاظ در زندگی
سری پست های "جوشکاری" را به ترتیب مطالعه کنید
چرا که به روشن شدن مطلب کمک فراوان میکند
--------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------
سلام خداوند بر شما
ظاهر آدم ها همیشه مانند هم نیست. گاهی یکی قد بلند و یکی کوتاه قامت است. گاهی یکی سفید منظر و یکی سبزه رو است. این تفاوت ها در اکثر موارد امری خدادادی و غیر اکتسابی است یعنی انسان ها در انتخاب این امور ظاهری نقش مستقیمی ندارند. خداوند عالم ماده را در اوج تنوع و تفاوت آفریده است و این تنوع نشان از قدرت و حکمت ازلی و ابدی او دارد.
این که زن و شوهر از تفاوت ها و شباهت هایشان حرف بزنند همیشه به معنی عیب جویی یا تحقیر دیگری نیست. همان طور که می دانید انسان ها در ذکاوت و هنر به کار گیری الفاظ و سخن وری نیز برابر نیستند. بسیار مشاهده کرده ایم که اطرافیانمان نتوانسته اند منظور خودشان را آن گونه که در دلشان می گذرد با ما در میان بگذارند. هنر انتخاب خوب الفاظ برای یک گفت و گوی صمیمی در همه ی افراد به نحو اعلی وجود ندارد. این هم از تفاوت هایی است که خداوند در میان آدمیان قرار داده است. امثال سعدی و حافظ هنرمندانی هستند که این عطیه ی خداوندی را در حد اعلایش استفاده کرده اند و به بهترین وجه شکر نعمت کرده اند.
اگر کسی این هنر را نداشت یا بهره ی کمتری از هنر انتخاب الفاظ برده بود ، این شما هستید که باید بتوانید با جملاتی نرم و عاطفی وکوتاه ، حرفتان را در دهانش بگذارید و او را به سمت صلاح و آرامش هدایت کنید. مثلا کافی بود بعد از مقایسه ی پوست سفید و سبزه یا نرم و خشک بگویید: ظاهر افراد یک امر خدادادی و غیر اکتسابی است و آدم ها در به دست آوردن آن هیچ تلاشی نکرده اند. مهم ایمان و اخلاق انسان هاست که البته من و تو با انتخاب و اختیار خودمان کسب کرده ایم!
بر مال و جمال خویشتن غره مشو
کان را به تبی برند و آن را به شبی
زیباترین انسان روی زمین هم اگر تب کند و مریض شود دیگر جمال و زیبایی دیروزش را ندارد. ثروت نیز همین حکم را دارد. ثروت یک نعمت خدادادی است که کسی نباید به خاطر داشتن مال و اموال فخر بفروشد. چه بسا بعد از یک حادثه ی شبانه با طلوع آفتاب صبح روز جدید دیگر از آن همه ثروت و مکنت خبری نباشد.
از طرف دیگر بدترین کاری که یک زن برای برهم زدن زندگی و اعتماد شوهرش می تواند انجام دهد گرفتن وکالت در طلاق و مطرح کردن چنین موضوعی آن هم در اولین روزهای زندگی شرعی است. درست است که خداوند به زن ها چنین امکانی را داده است و آنها با وکیل شدن در امر طلاق می توانند خود را از طرف شوهر طلاق بدهند اما مطرح کردن چنین حرفی مثل یک انفجار مهیب پایه های زندگی تازه ریشه دوانده را می لرزاند و به خطر می اندازد.
مردها دوست دارند مدیر و سرپرست زندگی باشند و خودشان را آقای خانه بدانند. اینکه پستچی اول صبح نامه ای به در خانه بیاورد و طلاق نامه را به دست شوهر بی خبر از همه جا بدهد بدترین اتفاقی است که می تواند برای یک مرد در طول زندگی اش بیافتد چرا که با توکیل و دادن وکالت در طلاق به زن ، دیگر دادگاه برای طلاق ندادن آنها بهانه ای نخواهد داشت. شما اگر طلاق هم بخواهید می توانید از صدها طریق این خواسته ی خودتان را اجرایی کنید و نیازی نیست که برای طلاق حق داشته باشید. این را فراموش نکنید که مردها با عقلانیت و دوراندیشی شان به این راحتی نه وکالت در طلاق به کسی می دهند و نه زنشان را طلاق می دهند. مرد یا ازدواج نمی کند و یا اگر ازدواج کند به این راحتی از نیازش و خواسته های زناشویی اش که البته فقط توسط همسرش برطرف می شود چشم پوشی نمی کند.
علاوه بر این که حتی اگر مرد به دنبال همسر دیگری جز شما برود ، با طلاق گرفتن یک جانبه ی شما جا برای همسر دوم باز می شود و شما بدون مسابقه ، توپ و بازی را در اختیار رقیب قرار داده اید و ترک زمین کرده اید و بازی با نتیجه ی سه بر صفر و با اعلام داور به نتیجه خواهد رسید. حتی اگر همسر شما قصد ازدواج مجدد و یا ازدواج زمان دار داشته باشد ، کسی که باید زمین را ترک کنید مسلما شما نیستید. در حقیقت ترک کردن زمین مسابقه اساسا کار صحیحی نیست. زندگی زناشویی را نباید صفر و صدی نگاه کرد. درست است که با ورود همسر دوم اتفاقات تازه و جدیدی در روابط زوجین می افتد اما هر اتفاقی که بیافتد بهتر از طلاق و تنهایی و بی شوهری در سنین بالای عمر است. اگر این اتفاق قرار بود ده سال بعد بیافتد شما آن اتفاق احتمالی را بعد از سه هفته انجام دادید.
نمی دانم این چه فکر غلطی است که زن های کشور ما دارند و به مردها و شوهرهایشان اعلام می کنند که اگر خواستی ازدواج مجدد بکنی اول باید من را طلاق بدهی و بعد از نبودن من و طلاق دادنم حق پیدا میکنی که چنین جنایتی هولناکی انجام بدهی! یا مانند شما قبل از وقوع حادثه ، خودشان را به عزا می نشانند!
این که دلسوزان جامعه و مصلحان اجتماعی از آموزش ها و دوره های آموزشی قبل از ازدواج برای جوانان حرف می زنند دلیلش این است که با حرف های کودکانه ی خودشان دل نوعروسشان را نرنجانند و با مطرح کردن وکالت در طلاق وگرفتن این وکالت شوم ، اعتماد شوهرشان را نسبت به خودشان ویران نکنند.
باور کنید فرق زندگی خوب و بد و فرق بین زندگی های آرمانی با زندگی های جهنمی ، همین آموزش ها و همین سوال و جواب ها و همین جوشکاری ها و مشاوره هاست. درست است که شما اشتباه کرده اید و نتوانستید از فرصت گذشته خوب استفاده کنید اما باید این خاطره را عبرتی برای آینده کنید تا بتوانید در بزنگاه های پیش رو زبانتان را خوب بچرخانید و طبق صلاح خودتان و شوهرتان حرف بزنید. من از اشتباهات نامزدتان حرفی نمی زنم تا فراموش نکنیم که با برخورد عاقلانه و اخلاقی یکی از دو طرف ، زندگی به سمت صلاح و فلاح خواهد رفت و ما باید همیشه خودمان را مسئول بدانیم. حتی اگر شوهر من و نامزد من حرف نامربوطی به زبان بیاورد این من هستم که باید با زبانم آرامش کنم و بدون اشاره ی مستقیم ، او را به اشتباهش آگاه کرده و از تکرار اشتباه مجدد جلوگیری کنم.
کاش زن ها قدر نعمت های بی شماری که خداوند به آنها داده است را می دانستند!
--------------------------------------------------------------------------
خواننده گرامی! لطفا سوالات و نکات مبهمی که در ذهن مبارکتان ایجاد شده است را در بخش نظرات مطرح کنید تا بحث به شکل کامل تری ادامه پیدا کند. از همکاری شما متشکرم
سلام سعي ميكنم مطالبي بگذارم كه وقتی این صفحه را بستید لبخندی از رضایت بر لب داشته باشید